یکشنبه 31 تیر 1397 ساعت 14:48

نخستین سمینار ملی ایرانشناسی در دانشگاه ولی عصر(عج) در حال برگزاری است

زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید  در  گنج   صاحب     هنر



نخستین سمینار  ملی ایرانشناسی به منظور پاسداشت زبان فخیم و ارزشمند پارسی و بزرگداشت  شاعر ایران فراز تاریخ ادبیات جهان نکونام ابوالقاسم فردوسی به همت و تلاش مسئولین و اساتید دانشکده تازه تاسیس ایرانشناسی دکتر تجدد دانشگاه ولی عصر(عج)در تالار میهمان نواز خیام برگزار گردید.در پیشانی این نشست ملی جناب آقای دکتر محمدعلی دهقان رییس محترم دانشگاه ، مقدم همه کسانی که به ایران و ایرانی عشق می ورزند وبخصوص آنان که بر کرسی استماع فرمایش فرهیختگان زبانشناسی این نشست علمی تکیه داده بودند را خیر مقدم گفت و به رسم میزبانی حضور خانواده خیر محترم روانشاد حسین تجدد موسس و بانی اولین دانشکده ایرانشاسی کشور و همچنین حضورپر امتنان جناب آقای دکتر علی اشرف صادقی از سرآمدان زبانشناسی کشور، چهره ماندگار سال 88و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی را در این نشست مایه برکت خواند.وی با یادکردی از سیمای نیک اندیشی  زنده یاد تجدد ؛وی را  فردی ایران شناس ،ایران دوست و بلندهمت نامید که اولین ثمره علمی نیک اندیشی او در دانشگاه ولی عصر(عج)را برگزاری نخستین سمینار ایرانشناسی نامیدو اظهار امیدواری کرد که این آغاز بتواند فتح بابی برای برنامه های بهتر این دانشکده در آینده و نیز منشاء اثر فراوان برای دانشگاه و در نگاه کلان به نفع ایران باشد. ایشان با تاکید براین مطلب مهم که  باید ایران را بشناسیم؛ ورود در جهات مختلف اجتماعی ،فرهنگی و تاریخی ، و غیره را در زمینه ایرانشناسی از ضروریات امروزه این موهبت الهی و این مادر مهربان خواندو بر استفاده از استعدادهای فعلی محققان و شناخت استعداد های طبیعی و انسانی این مرز گهر خیز تاکید کرد. آقای دکتر رضا رنجبر کریمی رییس پیشین دانشگاه نیز با ورود بر تریبون تقدیر از خانواده تجدد وبا یادآوری خاطراتی از آنمرحوم ،به تجلیل از مقام علمی و پزشکی وبه ستایش عرق وطنی او پرداخت و جهت آمرزش مرحوم دکتر تجدد از حضار طلب فاتحه کرد. خانم دکتر احمدی پور رییس دانشکده تازه تاسیس ایران شناسی نیز ضمن عرض خیر مقدم به حضار بخصوص زبان شناسان و ایران شناسان مدعو اظهار امیدواری کرد که بتواند دانشکده ایران شناسی را به جایگاه مطلوب و خاستگاه مورد انتظار مرحوم تجدد نزدیک نماید.

















ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست
 

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس
 

همه یکدلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس
 

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام
 

اگر کُشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار
 

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
 

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
 

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم
 

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود